بهاء الدوله رازى ( بهاء الدين بن مير قوام الدين )
608
خلاصة التجارب ( طبع قديم )
و هر روزه تا يك هفته و بيشتر و اگر طبع در اول ازين كمتر مقدار احتمال كند كمتر خورند و اگر هر روز احتمال نكند كمتر نوبت كنند و بعد هفته يك نصف خورند و هفته ديگر دو ثلث خورند و اگر هر روز احتمال نهكند كمتر نوبت كنند و بعد هفته يك نصف خورند و هفته ديگر دو ثلث خورند و هفته ديگر را تمام خورند و تا چهل روز ازين زياده نسازند انگاه اگر منفعت دريابند و كفاف باشد فبها و اگر زياده طلبند چله ديگر را به دو بلادر رسانند و چله ديگر را به سه بلادر و ازين درنگذرند و اگر دانند كه طبع زياده مىطلبد و مضرت نمىكند به ترتيب مذكور تا هفت بلادر توان خوردن و هركرا آن مقدار نفع نرساند دواى ديگر بايد خوردن و آنچه مذكور شد غايت احتياط است و الا من ديدم شخصى را كه دو چله بده بلادر رسانيده بود و نفع عظيم مىيافت امّا گاهى بچيزهاى محكم كردى و آخر الامر در سردى هوا مداومت نمودن و در گرمى هوا ترك كردن و قانون پرهيز اين قريب است بقانون پرهيز رس چنانچه معلوم اما روغن جوز و كنجد و شربتها با اين بغايت نافع آيد و چيزهاى شور و ترش و تيز و لبنيات و همه مضراند و ميوها و حبوبات ترها نافع نفع دهند قبل از عادت تام طريق خوردن زرنيخ چنان است كه بر سبيل تدريج از اقل باكثر روند و بمخالطت مصلحى و ابتدا از مقدار ماش يا عدسى نقل كند و هفته همين قدر هر روز بر ناشتا فروبرند و بعد از ان هر هفته يك عدسه اضافه كند تا چنان شود كه مدت را بيك درم رساند و ازين درنگذرانند و زرنيخ زرد حجرى غير دق بدين تدبير مخصوص است و بعضى به جهت احتياط آن را با هليله سياه كه مصلح است برابر سحق نموده خورند و ابتدا از مقدار نخودى كنند و در دو سال به مقدار دو درم قرار دهند و اگر در آخر بتدريج هليله را كم كرده بر طرف كنند نفع آن زياده بود و پرهيز اين نيز قريب به پرهيز رس باشد امّا حركات اينجا بدان مرتبه مضر بود و ملينات اينجا مطلق جايز نباشد و شربتها و غذاهاى خشك همه با اين مضرت كنند و ترياقات و روغنهاى مصنوع خوردن جائز بود و شربتهاى نافع و چند شخص را ديدم كه انواع علتها داشتند مثل قولنج كهنه و سرعت انزال و لاغرى و قلت اشتهاى طعام و سوء هزم و لكنتهاى لسان و سستى اعضا و مقدمات ماليخوليا جمله آنها را زرنيخ صرف خوردن بر طرف شد در مدت دو سال همه فربه شدند اما طريق خوردن رنج هم اعتماد كردنى است ابتداى آن از مقدار ماشى بود و اختتام آن در دو سال بر نيم درم باشد و پرهيز آن هم بدستور پرهيز زرنيخ بود و من جوگى را ديدم كه سم الفار را بر كف